وقتی سریال ناری گل پخش شد از گونه ی زبانی بهره گرفته درآن متاثر شدم زیرا یا به فارسی معیار سخن می گفتند یا به لهجه ها و گویش های بندری و بوشهری .اگر چه گویش های جنوبی و بوشهری ودشستانی نزدیک به لری هستند اما تفاوت های فاحشی نیز با گویش بویر احمدی دارند.«ناری گل» عنوان سریالی است که آن را محمدعلی سلیمان تاش در مرکز سیمای کهگیلویه و بویراحمد جلوی دوربین برده است. این سریال حال و هوایی نسبتا بومی دارد و در آن به آداب و رسوم ایلیاتی ها در داستانی پرافت وخیز پرداخته می شود. فیلمنامه این سریال را یعقوب یادعلی نوشته و سعید عدالتخواه و همایون رضا عطاردی تهیه کنندگی آن را به عهده دارند. «ناری گل» مشخصا براساس رسم قدیمی خون بس شکل گرفته ا ست. ناری دختر جوان ایلیاتی است که بنا به این رسم ، عروس خانواده ای در قبیله دیگر شده ، پس از مرگ همسرش تصمیم به بازگشت به زادگاه خود می گیرد؛ اما واقعیت این است که رسم و رسوم قبیله او را مجبور به ازدواج با برادرشوهرش می کند. موضوعی که ناری گل آن را برنمی تابد و سعی می کند در برابر آن مقاومت کند. ناری گل از خانه می گریزد و خانواده داماد را در موقعیت تازه ای قرار می دهد. در ناری گل بازیگرانی چون حسین خانی بیک ، نسرین نکیسا ، زهرا سعیدی ، سعید نوراللهی ، امیر سلیم خانی ، مجید اسماعیلی ، داوود زادق آبادی و علی محمدی در نقشهای مختلف ظاهر شده اند. این سریال شنبه شب ها از شبکه یک سیما پخش می شود.در این سریال اگر چه سعی شده رنگ محلی به فضای فیلم و داستان جلوه ای دیگر ببخشد اما در بهر ه گیری از زبان بومی و گزینش واژه ها و زبانزدها لری متاسفانه به بیراهه رفته است . این اشتباه شاید از آن جهت باشد که فیلمنامه نویس این اثر یعنی جناب آقای یعقوب یادعلی بومی استان نیستند و با زیر و بم های زبان محلی این دیار آشنایی کاملی ندارند و شاید هم از آن جهت باشد که عوامل تولید میل داشته اند که مخاطبان فارسی زبان هم از دیدن این سریال حظ وافر ببرند اما باز هم قابل پذیرش نیست که یکی از مهمترین عناصر شخصیت پردازی یعنی گونه ی گفتاری و زبان بازیگران نادیده گرفته شود. در این سریال در بسیاری موارد زبان به سمت گویش معیار یا همان لهجه ی تهرانی میل می نماید و در جاهایی که به زبان بومی سخن گفته می شود باز اصالت زبان و نحوه ی تلفظ واژگان رعایت نمی شود.من به عنوان یک لر زبان تا کنون ترکیب «این پسره» را درمیان همزبانانم نشنیده ام . نمونه های زیادی از این موارد در این سریال دیده می شود که به بعضی از آنها اشاره میکنم.- ناری خیلی تنها ست- غذا دهنت بذارم- برم بهش برسم- دماغ خودت بالا بکش- آتیش روشن کن- کی بهت یاد داده- بزرگ شدی- کشتی (با کسر کاف)- اخماتو تو هم کردی- چاره چیهدر بعضی موارد شکل دستور زبان بومی رعایت نشده است در لری بویر احمدی و ممسنی و بختیاری به جای «می» استمراری ساز یا اخباری، «ای» کاربرد دارد مثلا به جای «میام » از فعل «ایام» استفاده میشود. که در این سریال در اغلب موارد رعایت نشده است.همچنین نشانه ی جمع در این زبان «ل» یا «یل» است که باز رعایت نشده است مثلا در جایی از واژه ی «چیا» به معنی چیزها استفاده شده که اصلا در این دیار کاربردی ندارددر جایی از سریال گفته می شود : بیدار نیشه به جای بیدار نمیشود. من نمی دانم این فعل «نیشه » را چطوری ساخته اند در حالی که چنین ساختی اصلا کاربرد ندارد . در اغلب موارد در لری بویر احمد و ممسنی صامت «د» بعد از مصوت به واج دیگری تبدیل میشود - در فارسی باستان نیز چنین قاعده ی وجود دارد- که با آوای آن در فارسی معیار متفاوت است واجگاه «د» در فارسی معیار زبانی دندانی است یعنی از برخورد نوک زبان با دندان های بالا تولید میشود اما واج گاه «د » بعد از مصوت در لری به این شکل نیست بلکه زبان به پشت دندان نمی رسد و نوک آن بطرف بالا می رود. در این سریال ضمن عدم رعایت این مورد اتفاقا عمدا سعی شده است «د» به صورت برجسته و معیار تلفظ شود.در این داستان شاید تنها «مدو» شخصیت دیوانه ی داستان است که تقریبا لری سخن می گوید!!!اما ایرادات این سریال تنها مشکل زبان و عنصر گفتار نبود. ایرادات دیگری نیز درآن به وضوح به چشم می آیدکه به چند مورد اشاره می کنم.۱- چهره پردازی بعضی از شخصیت ها دارای اشکال است. مدل موی آقا برزو در میان جماعت لر بویر احمد اصلا طرفداری ندارد و حتی بسیار ناپسند است همچنین مدل موی آقا ظهراب.۲- طراحی لباس مردان نیز به دقت صورت نگرفته است.یکی روی پیرهن معمولی شال میبندد .یکی شلوار کردی را پاتابه میبندد و لباس مدو که به عربی بیشتر می خورد تا به لری.۳- یک ایراد که در فضای فیزیکی و صحنه های سریال دیده میشود، وجود تنها یک سیه چادر در هر مکان است معمولا در ایلات و عشایر چندین چادر در کنار همدیگر بر پا میشود حداقل برای مسایل امنیتی آنهم در میان ایلیاتی ها که معمولا جنگ و جدال های قومی و طایفه ای زیاد اتفاق می افتد. البته در جایی ازفیلم سیه چادر ناری گل در کنار سیه چادر مادر شوهرش است که باز هم این اتفاق بعد از مرگ شوهر ناری رخ می دهد و گرنه سیه چادر او هم به تنهایی و دور از چادرهای دیگران بر پابود.۴- روا بط عاشقانه ی دختر و پسر ایل آنهم در بویر احمد با آنچه در فیلم دیده میشود کاملا منافات دارد.در میان ایلات بویر احمد آن هم در گذشته که فضای سریال باید مربوط به آن زمان باشد پسر به راحتی نمی تواند نامزدش را ببیند و دختر هم سعی می کند خود را از چشم نامزد دور نگهدارد در این سریال گلابتون تلاش دارد زودتر ظهراب را به چنگ آورد و جالب این است وقتی که ناری فرار کرده و همه به دنبال او رفته اند ، تنها گلابتون در سیه چادرمانده سعی می کند برای ظهراب دلبری کند اما این ظهراب است که از شرم عقب عقب میرود. در مورد دیگری نیز پسر دیگری که او هم خواهان گلابتون است هر روز راه را برو میبندد و دی بلال برایش می خواند و هیچکس هم ککش نمی گزد!!! منبع : http://enaiat.blogfa.com/post-۱۳.aspx
نوشته شده توسط رضا علوی در دوشنبه سوم دی 1386
ساعت 13:59 موضوع سریال ناری گل و زبان بومی |
لینک ثابت